محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6590
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آن روز موفق سه ساعت از روز برآمده از آنجا بازگشت ، پيش از بازگشت وى فاسق و همه يارانش از زنگى و غير زنگى به سمت شرقى نهر ابو الخصيب رفتند و غرب آن را تخليه كردند كه ياران موفق آن را به تصرف آوردند و همه قصرهاى فاسق و ياران وى را كه مانع از نبرد با فاسقان بود ويران كردند و رخنه هاى تنگى را كه بر نهر ابو الخصيب بود گشاده كردند و اين از جمله چيزها بود كه ترس ياران خاين را بيفزود و گروهى بسيار از سرداران و يارانش كه گمان نداشت از وى جدائى گيرند به امانخواهى رغبت آوردند و امان يافتند كه پياپى بيامدند و پذيرفته شدند و نيكى ديدند و در كار مقررى و جايزه و خلعت به همگنان خويش پيوسته شدند . پس از آن موفق پيوسته كشتى به نهر مىفرستاد و با غلامان خويش بر آن مىرفت . دستور داد منزلهاى فاجران را كه بر دو سوى نهر بود و كشتيها را كه در دل آن بود بسوزانند ، مىخواست ياران وى به رفتن در نهر ورزيده شوند و سپردن آن براىشان آسان شود كه مىخواست پل دوم را بسوزاند و به نهايت جاهاى فاجران برسد . در آن اثنا كه موفق به كار نبرد فاسق مىپرداخت و به نهر ابو الخصيب مىرفت روزى در جايى از نهر توقف كرده بود ، و اين به روز جمعه بود ، كه يكى از ياران فاسق از او امان خواست و منبرى از آن خبيث را كه در سمت غربى بود و دستور داده بود آن را به نزد وى ببرد به نزد موفق آورد ، قاضى خبيث را نيز كه در شهر وى بوده بود به همراه داشت و اين از جمله چيزها بود كه مايهء ضعف زنگيان شد . و چنان بود كه خبيث همه كشتيهاى دريارو و غير دريارو را كه براى وى مانده بود فراهم آورده بود ( 639 و به نزد پل دوم نهاده بود . و نيز سرداران و ياران و مردان دلير خويش را آنجا فراهم آورده بود . موفق به گروهى از غلامان و مردان دلير خويش دستور داد به پل نزديك شوند و از كشتيهاى دريارو كه در آنجا هست هر چه را كه